تبلیغات
هیئت محبان الحسین (ع) متوسلین به علمدار کربلا (پنج شنبه شب ها) - مقتل عبدالله بن حسن (ع)
هیئت محبان الحسین (ع) متوسلین به علمدار کربلا (پنج شنبه شب ها)

تهرن- خیابان ابوذر(فلاح) میدان مقدم خیابان شهسوار جنوبی کوچه شهید اسماعیلی حسینیه انصارالحسن(ع)

عبدالله ابن حسن علیه السلام

آنگاه شمر با پیادگان نزدیك حسین علیه السّلام رسید، حسین علیه السّلام بر ایشان مى‌ تاخت و آنها را مى ‌راند باز او را در میان گرفتند و پسرى خردسال از خاندان او بیرون آمد، زینب دختر امیر المؤمنین او را گرفت شاید نگاه داردش و حسین علیه السّلام فرمود: او را نگاهدار. و آن پسر خود را از دست عمّه رها ساخت و سوى حسین مى‌ دوید تا كنار او بایستاد.

و شیخ مفید گفت:

عبد اللّه بن حسن علیه السّلام از نزد زنان دوان دوان بیرون آمد و او پسرى بود به ‌بلوغ نرسیده تا كنار حسین علیه السّلام بایستاد و زینب دختر امیر المؤمنین خویش را بدو رسانید كه ‌نگذاردش و حسین علیه السّلام فرمود: اى خواهر او را نگاهدار، آن پسر سخت امتناع نمود و گفت: نه ‌به خدا سوگند از عمّ خویش جدا نگردم.

(طبرى) بحر بن كعب شمشیر به قصد حسین علیه السّلام فرود آورد، آن پسر گفت:

اى فرزند زن ‌زشتكار! عمّ مرا خواهى كشت؟!

ابحر شمشیر زد آن پسر دست را سپر كرد و شمشیر دست ‌او را جدا ساخت چنان كه به پوست آویخته ماند.

پسر فریاد زد: یا أبتاه. پس حسین علیه السّلام او را بگرفت و به خویش چسبانید و گفت: اى برادرزاده بر اینكه بر تو نازل شد شكیبایى كن و خیر از خداى تعالى چشم دار كه او تو را به پدران صالح تو ملحق گرداند.

پس حسین علیه السّلام دست ‌برداشت و گفت: خدایا اگر مقدّر فرموده ‌اى كه تا مدّتى اینان را برخوردارى دهى، پس جدایى‌ در ایشان افكن و هر یك را به راهى دیگر بدار و ولات را از ایشان خوشنود مگردان هرگز كه ‌ایشان ما را خواندند كه یارى كنند اما بر ما تاختند و ما را كشتند.

 

و سیّد گفت: حرملة بن كاهل تیرى افكند و او را ذبح كرد در دامان عمّش حسین علیه السّلام.


نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند 1392 ساعت 11:33 قبل از ظهر توسط محبان الحسین متوسلین به علمدار کربلا نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت